افسردگی، یک اختلال روانی شایع و نیازمند درمان

افسردگی یکی از شایع‌ترین اختلالات روانی است که بر فکر، احساس، رفتار، خواب، تغذیه و هر نوع عملکرد طبیعی بدن تأثیر منفی می‌گذارد. در واقع این اختلال روحی باعث تجربه مداوم احساس غم و اندوه و از دست دادن علاقه به اموری می‌شود که فرد در گذشته از آن‌ها لذت می‌برد. در این شرایط فرد دیگر انگیزه‌ای برای فعالیت، کار و تلاش ندارد. هر فرد ممکن است در زندگی تجربه‌های دشواری داشته باشد که در روحیات او تأثیر بگذارد؛ تجربه‌هایی مانند از دست دادن شغل، طلاق و جدایی از همسر می‌تواند باعث افسردگی شود. طبق آمار سازمان بهداشت جهانی ۳۵۰ میلیون نفر در دنیا از اختلال افسردگی رنج می‌برند. بررسی‌های انجام شده در کشورمان نیز حاکی است آمار افسردگی حدود ۱۲ درصد است. اهمیت این بیماری ما را بر آن داشت تا گفت‌وگویی داشته باشیم با دکتر محمدسعید صمیمی؛ روانپزشک که در پی می‌آید.

افسردگی چیست و میزان شیوع آن در دنیا و در کشور ما چقدر است؟

به زبان علمی، افسردگی با معنای رایج آن بین مردم متفاوت است. زمانی افسردگی جنبه بیماری دارد که حداقل دو هفته به طور مداوم ادامه داشته و از شدتی برخوردار باشد که عملکرد شغلی و اجتماعی فرد را به شدت مختل کند، به طوری که فرد قادر به ادامه فعالیت‌های روزمره خود نباشد. افسردگی بیماری نسبتاً شایع قرن است. طبق آخرین آمار جهانی، ابتلا به بیماری افسردگی در هر۱۰۰ هزار نفر از جمعیت مردان بیش سه هزار و ۵۰۰ مورد و در جمعیت زنان نزدیک به پنج هزار مورد است. آمارهای رسمی در کشور نیز حدود ۱۲ درصد و آمارهای غیررسمی رقمی حدود۲۴ درصد را نشان می‌دهد.

چه عواملی باعث ایجاد افسردگی می‌شوند و ما چه فردی را مبتلا به افسردگی می‌شناسیم؟

در ابتلا به این بیماری نوعی استعداد اولیه، یعنی سابقه وجود بیماری یا بیماری‌های عصبی مشابه در خانواده بیمار مشاهده می‌شود. دخالت عامل وراثت نیز در این بیماری از نظر علمی قطعی است اما این موضوع به این معنا نیست که فرد با بیماری افسردگی متولد می‌شود بلکه فرد استعداد ابتلا به بیماری را به ارث می‌برد و در زمینه عوامل و فشارهای روانی دچار اختلالات افسردگی می‌شود. معمولاً فرد افسرده دچار کاهش خواب و اشتها، کاهش میل جنسی و کاهش وزن می‌شود، احساس ناامیدی، بی‌پناهی و استیصال کرده و گاه افکار خودکشی نیز به ذهنش خطور می‌کند که بر حسب نوع افسردگی علائم فوق شدت و ضعف دارد. در بعضی از انواع افسردگی نیز ممکن است توهم و هذیان وجود داشته باشد.

آیا افسردگی علائم جسمی دارد؟

بله. افسردگی دارای علائم و عوارض جسمانی است؛ به طوری که اگر این بیماری کنترل و درمان نشود، تأثیرات مخربی بر فرد برجای می‌گذارد؛ مانند اضافه ‌وزن و چاقی، ابتلا به بیماری‌های قلبی و عروقی، ابتلا به بیماری دیابت، سوءمصرف مواد مخدر و ابتلا به بیماری‌های کبدی، هراس از حضور در اجتماع، اقدام به خودکشی، احساس کمردرد و سردرد بدون دلیل و در نهایت خودزنی.

روش تشخیص این بیماری چگونه است؟

در صورت تداوم این بیماری به مدت دو هفته با شدت زیاد و تأثیر جدی بر عملکرد فرد همراه با علائم جسمی و عصبی می‌توان احتمال افسردگی را مطرح کرد، اما تشخیص قطعی را روانپزشک بر اساس اطلاعات ارائه شده از بیمار تعیین می‌کند.

در مورد روش درمان این بیماری هم توضیح می‌دهید؟

درمان این بیماری شامل درمان دارویی و روان‌درمانی است. در روش اول از داروهای ضد افسردگی استفاده می‌شود که مواد شیمیایی خاصی را در مغز تنظیم می‌کند و برای تسریع در درمان دارویی نیز از روش‌های مختلف روان‌درمانی؛ بخصوص درمان‌های رفتاری – شناختی استفاده می‌شود. معمولاً درمان افسردگی بین ۳ تا ۶ ماه طول می‌کشد. اگر درمان زودتر از این مدت متوقف شود احتمال عود بیماری وجود دارد. پس از این مدت برحسب سابقه بیمار در فرد و خانواده او می‌توان دارو را به آرامی و با نظر پزشک معالج قطع کرد. معمولاً حال بیمار مدت زیادی بدون دارو خوب می‌شود و به زندگی عادی خود بازمی‌گردد. عدم درمان صحیح و به موقع این بیماران خطراتی از قبیل خودکشی و یا دیگرکشی را به دنبال خواهد دارد، بنابراین هرچه سریع‌تر باید درمان را آغاز کرد.

داروهای مورد استفاده در این بیماری چه مشکلاتی می‌تواند برای بیمار ایجاد کند؟

ممکن است داروهایی که در درمان افسردگی استفاده می‌‎شود در روزهای اول عوارضی ایجاد کند که طی یکی دو هفته اول برطرف می‌شود و بیمار با آن تطابق می‌یابد. این عوارض عبارتند از: خشکی دهان، یبوست، خواب‌آلودگی و تاری دید که معمولا با مصرف مایعات فراوان و مصرف غذاهای فیبردار از قبیل میوه و سبزی‌ها برطرف می‌شود. مصرف دارو قبل از خواب نیز موضوع خواب‌آلودگی روزانه را برطرف می‌کند.

چه توصیه‌ای به بیماران مبتلا به افسردگی دارید؟

خانواده‌های این بیماران باید با ماهیت این بیماری آشنا شوند و در درمان صحیح و مصرف مرتب داروها، بیمار خود را یاری کنند. در مواردی که خطر خودکشی وجود دارد حتماً بیمار باید در بخش روان‌‎پزشکی بستری شود و مورد مراقبت‌های ویژه و درمان‌های خاص قرار گیرد. این بیماران چون کم‌حرف می‌شوند و در گوشه‌ای بدون تحرک می‌افتند ممکن است خانواده آنان به وخامت موضوع توجهی نکنند و این بیماران را به موقع به مراکز درمانی ارجاع ندهند. خانواده‌ها به محض مشاهده علائم ذکر شده باید نوع بیماری را شناخته و بیمار خود را به نزدیکترین مرکز درمانی منتقل کنند.

کد خبر: 71294

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
  • نظرات حاوی توهین و هرگونه نسبت ناروا به اشخاص حقیقی و حقوقی منتشر نمی‌شود.
  • نظراتی که غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نمی‌شود.
  • 8 + 8 =